من می شم یه قاتل حرفه ای با مو های کوتاه
درست مثه "براد پیت" تو "آقا و خانوم اسمیت"
تو هم بشو" آنجلینا"ی دودره باز جیگر
یه کم خونه رو به هم می ریزیم
یه کم همدیگه رو می زنیم
اون وقت من ترتیبت رو می دم،
تو یه پس زمینه ی تاریک.
یا می خوای من ادای" مایکل داگلاس" تو"غریزه اصلی "رو در میارم
تو هم دو سه روزی با همسایه ها مشغول باش
بعد من خیال می کنم عمه ت این کارو کرده
اسم داستان رو می ذاریم" غریزه اسبی"
بعد میارمت خونه
و ترتیبت رو می دم.
تو یه پس زمینه ی تاریک.
یا میشم" لئونیداس" و همون اول فیلم 300
ترتیبت رو می دم،
تو یه پس زمینه ی تاریک.
یا "ریچارد گر"تو "زنهای زیبا"
یا "جرمی ایرون" تو "لولیتا"
یا "باندراس"تو "گناه اولین"
یا "نیکلاس کیج"تو"ترک لاس وگاس"
یا"لئوناردو"تو "تایتانیک"
یا...
اون وقت ترتیبت رو میدم،
تو یه پس زمینه ی تاریک.
.
.
.
ما مردمان نیمه شبیم
که نقشهای تهوع آورمان را
دریک زندگی هالیوودی
ودر یک پس زمینه ای تاریک
روی الت تناسلی هم استفراغ می کنیم.
ما انسانهای چشم بسته ی هنگام ارضاء،
ما دارای احساسات دست دوم
و التهای خسته ایم.
ما مردان سربلند از کلفتی؛
ما زنان مفتخر به تنگی هستیم.
ما مردمان نیمه شب تاریخ،
ما انسانهای متمدن قرن 21 ایم.
.
.
گوربابای تاریخ،
پاشو اون چراغ روخفه کن.
انجلینای من.
می خوام تو این پس زمینه ی" تاریخ".....